السيد محمد باقر الصدر ( مترجم : مهدى زنديه )
75
نشأة التشيع والشيعة ( برآمدن شيعه وتشيع ) ( فارسي )
پيامبر در سطحى فراگير نسبت به مهاجرين و انصار در كار آن بود ، به حدى نبود كه تدارك رهبرى فكرى و سياسى آگاه ، نسبت به آيندهء دعوت اسلامى و فرايند تغيير و دگرگونى آن را مىطلبد ، بلكه اين آگاهسازى در حد ساختن امتى آگاه بود كه بتواند زير چتر رهبرى دعوت اسلامى ، در زمان كنونى و آينده انجام وظيفه كند . بنابراين هر پندارى مبنى بر اينكه حضرت پيامبر برنامهريزى كرده بود تا رهبرى و متولى دعوت اسلامى را بعد از خود مستقيما به مهاجرين و انصار بسپارد ، متضمن اتهامى ضمنى بر هوشيارترين و آگاهترين رهبر مكتبى در تاريخ انقلابهاى مكتبى است ، مبنى بر اينكه اين رهبرى قادر به تميز دادن بين آگاهى مطلوب و مورد نياز در سطح كانون مردمى انقلاب و آگاهى مطلوب و مورد نياز در سطح رهبرى فكرى و سياسى انقلاب نبوده است . نكتهء سوم : اسلام نوعى انقلاب و برنامهء نو زندگى و در پى بناى امتى جديد و كندن كليهء ريشهها و زنگارهاى جاهليت است . از طرفى مىدانيم امت اسلامى - به مثابهء يك كل - حداكثر بيش از يك دهه در سايهء اين انقلاب زندگى نكرده بود . پر واضح است در منطق هر مكتب انقلابى كه براى خود رسالتى قائل است ، عادتا اين زمان كوتاه براى بالا بردن سطح نسلى كه تنها يك دهه در پناه آن به سر برده است ،